السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

16

تفسير الميزان ( فارسي )

يُكَذِّبُونَكَ وَلكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّه يَجْحَدُونَ » « 1 » يعنى غم مخور و صبر كن كه علت تكذيب ايشان انكار آيات خدا است ، چون در اين آيه نيز سبب تكذيب در جاى تكذيب نشسته . بعضى از مفسرين گفته‌اند جمله مورد بحث يعنى * ( « فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَه » ) * مرتبط به جمله قبل است ، كه مىفرمود : * ( « وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَه فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ » ) * الخ ، و معناى مجموع آن دو جمله اين است كه كسى كه بيشتر از طعام يك مسكين فديه بدهد ، مثلا براى يك روز روزه دو نفر مسكين را طعام دهد و يا طعام دو مسكين را به يك نفر بدهد برايش بهتر است . اشكالى كه بر اين تفسير وارد است همانست كه گفتيم : كلمه ( تطوع ) اختصاص به مستحبات ندارد علاوه بر اينكه بنا بر اين تفسير فاء تفريع بىمعنا مىشود چون در نتيجه قرار گرفتن تطوع به آن معنا ( بيش از طعام يك مسكين دادن ) بر حكم فديه هيچ نكته معقولى به نظر نمىرسد ، علاوه بر اينكه اصولا كلمه ( تطوع بخير ) هيچ دلالتى بر تطوع به زيادتر دادن ندارد . * ( « وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * اين جمله متمم جمله قبلى است ، و معنايش به حسب تقدير - به آن بيانى كه گذشت - اين مىشود با روزه اى كه بر شما واجب شده تطوع كنيد ، و آن را داوطلبانه بياوريد ، كه تطوع به كار خير بهتر است ، و روزه هم كه خير شما است پس تطوع به روزه هم خيرى علاوه بر خير ديگر است . و بعضى از مفسرين گفته‌اند : جمله مورد بحث يعنى * ( ( وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) ) * خطاب به كسانى است كه از روزه گرفتن معذورند ، نه عموم مؤمنين كه در جمله ( روزه بر شما واجب شده ) مخاطب بودند ، چون ظاهر عبارت نامبرده رجحان روزه است ، و معلوم است كه رجحان با ترك هم مىسازد ، در نتيجه عبارت ظاهر در استحباب روزه مىشود نه وجوب كه منافى با ترك است ، و چون مىدانيم روزه واجب است ناگزير عبارت نامبرده را حمل مىكنيم بر رجحان و استحباب روزه براى كسانى كه از ناحيه شرع مجاز در ترك آنند ، مانند مريض و مسافر كه مىگوئيم روزه اى كه بر همه واجب است بر مريض و مسافر مستحبّ است ، و بهتر آن است كه آنها نيز روزه را بر افطار ترجيح دهند ، و در عين حال قضاى آن را هم بگيرند . اما اين تفسير به خاطر اشكالاتى كه بر آن وارد است صحيح نيست . اشكال اول اينكه : دليلى بر طبق آن نيست . اشكال دوم اينكه : اگر مراد از جمله : * ( ( وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) ) * استحباب روزه براى

--> ( 1 ) ما خبر داريم از اينكه سخن آنان تو را اندوهناك كرده ، ولى آنها تو را تكذيب نمىكنند ، بلكه ستمكاران آيات خدا را انكار مىكنند . « سوره انعام آيه 33 »